فصل دیگری برای ما

  

یک بار دیگر

 من و تو

پیدا خواهیم کرد

دستهایمان را

در میان شلوغی جادّه ای که

می رسد به بهار ...

ستاره ها

راه را روشن خواهند کرد

و ماه

دایره ای خواهد شد

که نقطۀ پرگار رسید نمان را

ترسیم می کند.

دوباره

من همان خواهم شد

که دوست داشتی نگاهم کنی

از میان پنجره هایی که

به دریا باز می شد.

 من تمام ساحل را

با تو خواهم دوید

و دوباره تو

لبخند خواهی زد

وقتی که نسیم...

موهایم را به بازی گرفته باشد .

 

یک سیب

حکایت وابستگی ما به زمین شد

اما اینک

دستهایی که مهربانی را

با یک سیب

به تو تعارف می کند

رد نکن

...

          

/ 49 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یاسین

[گل] [قلب][گل] یــــــــــــا ســــیــــــــــــن[گل][قلب][گل]  [گل] [قلب][گل] زیــــــــــر آســـــــمــــــان[گل][قلب][گل]  [گل] [قلب][گل] یــــــــــــا ســــیــــــــــــن[گل][قلب][گل]  [گل] [قلب][گل] زیــــــــــر آســـــــمــــــان[گل][قلب][گل]  [گل] [قلب][گل] یــــــــــــا ســــیــــــــــــن[گل][قلب][گل]  [گل] [قلب][گل] زیــــــــــر آســـــــمــــــان[گل][قلب][گل]  [گل] [قلب][گل] یــــــــــــا ســــیــــــــــــن[گل][قلب][گل]  [گل] [قلب][گل] زیــــــــــر آســـــــمــــــان[گل][قلب][گل]  [گل] [قلب][گل] یــــــــــــا ســــیــــــــــــن[گل][قلب][گل]  [گل] [قلب][گل] زیــــــــــر آســـــــمــــــان[گل][قلب][گل]  [گل] [قلب][گل] یــــــــــــا ســــیــــــــــــن[گل][قلب][گل]  [گل] [قلب][گل] زیــــــــــر آســـــــمــــــان[گل][قلب][گل]  [گل] [قلب][گل] یــــــــــــا ســــیــــــــــــن[گل][قلب][گل]

یاسین

[گل] [قلب][گل] یــــــــــــا ســــیــــــــــــن[گل][قلب][گل]  [گل] [قلب][گل] زیــــــــــر آســـــــمــــــان[گل][قلب][گل]  [گل] [قلب][گل] یــــــــــــا ســــیــــــــــــن[گل][قلب][گل]  [گل] [قلب][گل] زیــــــــــر آســـــــمــــــان[گل][قلب][گل]  [گل] [قلب][گل] یــــــــــــا ســــیــــــــــــن[گل][قلب][گل]  [گل] [قلب][گل] زیــــــــــر آســـــــمــــــان[گل][قلب][گل]  [گل] [قلب][گل] یــــــــــــا ســــیــــــــــــن[گل][قلب][گل]  [گل] [قلب][گل] زیــــــــــر آســـــــمــــــان[گل][قلب][گل]  [گل] [قلب][گل] یــــــــــــا ســــیــــــــــــن[گل][قلب][گل]  [گل] [قلب][گل] زیــــــــــر آســـــــمــــــان[گل][قلب][گل]  [گل] [قلب][گل] یــــــــــــا ســــیــــــــــــن[گل][قلب][گل]  [گل] [قلب][گل] زیــــــــــر آســـــــمــــــان[گل][قلب][گل]  [گل] [قلب][گل] یــــــــــــا ســــیــــــــــــن[گل][قلب][گل]

معلمي از جنس پاييز

گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟ شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟ پر می زند دلم به هوای غزل، ولی گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟ گیرم به فال نیک بگیرم بهار را چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟ تقویم چارفصل دلم را ورق زدم آن برگهای سبِِِِزِِِ سرآغاز سال کو؟ رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند حال سؤال و حوصله قیل و قال کو؟[گل]

معلمي از جنس پاييز

آنچه ما را به نابودي خواهد كشاند از اين قرار است: سياست بدون اصول، لذت بدون وجدان، علم بدون شخصيت و تجارت بدون اخلاق.((مهاتما گاندي)) [لبخند]

معلمي از جنس پاييز

سلام شهلا خانم مهربون و عزيز شب خوش مرسي از حضورتون و دعا و آرزوي زيباتون[فرشته]

دیانا کیانمنش

دل من لوح سپیدی است که با خط درشت روی آن جمله ای حک شده است "یادگاری آزاد! بنویسید هر آن چیز که در دل دارید" دیانا کیانمنش هستم سلام دوست قدیمی و با معرفت سابق من باید مثل گذشته از نبودن طولانی مدتم عذر خواهی کنم و از همراهی و معرفت شما تشکر اومدم بگم که دوباره برگشتم با یه وبلاگ جدید اینبار دیگه خبری از تبلیغات درش نیست کاملا شخصیه دوست دارم بیای و بازم مثل سابق بهم سر بزنی و دوستای خوبی باشیم اگه گفتی اسم وبلاگم چیه؟؟ موضوعش چیه؟؟ منتظرتم حتما بیا راستی سال نو مبارک دیانا کیانمنش

دیانا کیانمنش

سلام خوبی؟ راستی سوال خاصی نداری تا تو وبلاگم بزارم ؟؟؟؟ یه سوال تو هر زمینه ایی.

دیانا کیانمنش

سلام با پست اولین سوال در وبلاگ یکم با هم حرف بزنیم منتظرتم موفق باشی و خدانگهدار

دیانا کیانمنش

سلام.خسته نباشی با دومین سوال آپم .اگه وقت کردی بهم سربزن، تا یکم با هم حرف بزنیم[گل]

یک دوست

روزگار رفت و من همچنان دامن باغ می گیرم و به نهال شک هایم آب تردید می دهم اما در این میان می خواهم بانگ زنم که این کیست که تیشه بر پای و پر درخت نقاشی های کودکی ام می زند این کیست که آفتاب مرا به رنگ قندیل شب درآورده یادم هست که از دفتر نقاشی ام رنگین کمان امید ساطع می شد بگو حالا چه شده که چله نشین پیر معمر رویاهایم شده ام بگو پای و پر سکوت مرا که در هم شکست که از فوژان چراهایم مناره ها خرقه انداخته اند بگو این کیست که بر عقل آدمی آب می دهد و چریدن گوسفند را ارج می نهد بگو چرا من آستر مداد سفیدم را ندیدم که اینچنین بر بوم اندیشه ام طرح تباهی نزند در این قیل وقال صور نیمه شبی بودم که صدایی با من به نجوا گفت بیش از این نعل در آتش میفکن دیر نیست روزی که تاریکی دف زنان به جستجوی نوربیاید [گل]