چشمان من و خورشید

آمده بودم تا دنیا را

 با چشمان زیبایم تماشا کنم

و در وسعت آبی آسمان

 خورشید زرد و طلایی را

در افق نگاهم بخاطر بسپارم .

آمده بودم تا محبت را 

 به دستهای سرد و یخ کرد ه ای هدیه دهم.

می خواستم با ستارگان شب

همبازی باشم

وغروب را با سرخی نور

روی شیشۀ پنجره ها نقّاشی کنم.

 لحظه های سبز خاطراتم

دفتری بود که همیشه با دستانم  ُانس داشت

و مدادی که انگشتانم را لمس می کرد...

نوشته هایم شعر گونه ها یی بودند کودکانه

که پر بود از احساس  و عاطفه ...

پر بود از تخیلات و رویاهای دور و دراز

اما همراه با واقعیتی ملموس .

می شد فهمید مثل خود زندگی است

ساده و دوست داشتنی .

 هیچکس افکارم را نمی توانست بخواند

آنها در خود من بودند...خود من

رنگها  در نگاهم همه روشن بودند

حتی شب هم برایم تاریک نبود

پر بود از ستارگان و چراغهای رنگی ...

روزها گذشتند

و خاطراتم در یک دفتر ماند و ورق هایش

لای چرخ زمان گیر کرد و پاره شد!

 بعد ها فهمیدم

 دنیا رنگ دیگری هم دارد .

رنگ سیاه اندوه

با یک آسمان خاکستری

و بدون عاطفه...

 پی نوشت: تقدیم به خورشید کو چولویی که مدت کوتاهی نیست

چشم به جهان باز کرده و برای همۀ  نزدیکان بسیار عزیز است.

امیدوارم چشمان او همه چیز را  بعد از این زیبا ببیند .مژهمژه

پ.ن...  اسمش را خورشید  گذاشته اند..خواب

/ 10 نظر / 5 بازدید
فرشید

زندگی خالی نیست مهربانی هست سیب هست ایمان هست آری ...

آلی ...

[گل][گل][گل] سلام خورشید کو چولو[گل][گل][گل]

bita

merci ... :)

ghoghnoos

قدم نورسیده مبارک....[گل] آرزوی زیبایی در حقش کردی منم همینو واسش آرزومندم...چه عکس ناز و زیبایی انتخاب کردی دلم غنج میره وقتی تو چشمای نازش نگاه می کنم[ماچ]

مرجان

[گل]

جوادزارعی

[گل] سلام ماشا’الله چه چشمهای نازی داره ! × مهربانی را وقتی دیدم که کودکی میخواست آب شور دریا را با آبنباتش شیرین کند ممنون از شما

الهه

...........ღ☆ღ .........ღ☆☆ღ ............ღ☆ღღ☆☆ღღ☆☆ღ ...............ღ☆ღ☆☆☆ღღ☆☆ღ ....................................ღ☆ღ ....................ღ☆☆ღ ....................ღ☆☆ღ ....................ღ☆☆ღ ....................ღ☆☆ღ ....................ღ☆☆ღ ....................ღ☆☆ღ ......................☆☆ .................................................. ღ☆☆ღ...............................ღ☆☆ღ ღ☆☆ღ...............................ღ☆☆ღ ღ☆☆ღღ☆☆ღღ☆☆ღღ☆☆ღღ☆☆ღ ...ღ☆ღღ☆☆ღღ☆☆ღღ☆☆ღღ☆ღ ................................................. ..................๑๑๑...๑๑๑ ..................๑๑๑...๑๑๑ ......................๑๑๑ ......................๑๑๑ ............................ ...............ღ☆☆ღ .............ღ☆.......☆ღ ................ღ☆☆ღღ☆☆ღ ............................ღ☆☆ღ ............................ღ☆☆ღ ............................ღ☆☆ღ ............................ღ☆☆ღ ............................ღ☆☆ღ ............................ღ☆☆ღ ............................ღ☆☆ღ ..............................☆☆

آریا

چقدر سخته که به زور باید لبخند بزنیم وانمود کنیم همه چیز روبراهه

محسن

سلام قدمش مبارک چه خوب که اسمش رو خورشید گذاشتی یواش یواش خورشید دارن زیاد میشنا حالا میفهمی چقدر خورشید برای من عزیزه