نفرت از دروغ...

                 

نگاه کن که چشمانم نفرت از تو را

برای آخرین بار روی صورتت تف خواهد کرد.

دروغ را چه آسان

بر زبانت جاری کردی 

 و کلمۀ محّبت و عشق را

بی رحمانه در یک بازی ، به فروش گذاشتی .

به من نگو پشیمانی

هنوز هم باور نمی کنی که دستت رو شده؟!

برو... که دیگر یادت را چون حبابی بر روی آب

با سر انگشتانم محو کرده ام.

 تو را ترک می کنم برای همیشه

تا بدانی رفتنم حکایت امروز نیست

آتش زیر خاکستری است که در فوران یک احساس خاموش

در شعله های خشم افروخته شده.

کنار برو تا بیزاریم  دامنت را نسوزاند .

گفته بودم  از دروغ بیزارم

امّا تو  هرگز جرئت گفتن حقیقت را نداشتی .

آخر با خدای من بیگانه بودی !

اینک ببین چه آسان مرا از دست  می دهی.

اشکهایت را چگونه پاک خواهی کرد؟

تو که هرگز دستمالی به همراه نداشتی !

نمی دانم!  تا به حال گریه کرده ای ؟!

این سوالی است که برای جوابش

دیگر ، روبرویت نخواهم ایستاد....

 

پی نوشت اول:برای نشان دادن نفرتم هیچ کلمه ای پیدا نکردم و نبود که مناسب این قسمت از شعرم باشد جز کلمه (تف ) من دوست نداشتم در نوشته هایم از این لغات استفاده کنم و به ناچار این شد که می بینید!خجالت

پی نوشت  دوم :دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محّبت است.به سه چیز تکیه نکن.غرور، دروغ و عشق...غرور می تازد.با دروغ می بازد و با عشق می میرد. (از سخنان زیبای دکتر شریعتی)

/ 17 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی

زیبا بود[گل][گل]

ghoghnoos

سلام شهلا جونم خوبی؟ مامانی چطوره؟؟[گل]

رعنا

پيروزي آن نيست كه هرگز زمين نخوري، آنستكه بعداز هر زمين خوردني برخيزي. مهاتما گاندي

پیام

سلام عزیز بروزم ومنتظر یه نیم نگاهی از سوی شما عیدتونم مبارک یا علی

محمد

سلام نیلوفرم همچنان که کبودی . همساده قبول نیست شما خیلی کم به من سر می زنی. لینک هم نمی دی . محمدرضا زادهوش [گل][گل][گل][گل][گل]

رامین

سلام هم زیبا سرودی وهم تعریفت قشنگ بود مرسی

رعنا

وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواست بگریم، گفتند دروغ است.وقتی خواستم بخندم، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم (دکتر علی شریعتی)

رعنا

ای همه مردم ! در این جهان به چه کارید ؟ عمر گرانمایه را چگونه گزارید ؟ هر چه به عالم بود اگر به کف آرید ؟ هیچ ندارید اگر که : عشق ندارید. وای شما دل به عشق اگر نسپارید! گر به ثریا رسید ، هیچ نیرزید عشق بورزید دوست بدارید. عشق بورزید دوست بدارید. فریدون مشیری