دلتنگ باران

 

گلهای اطلسی باغچه

سردر گوش هم داشتند

و درخت بید مجنون

سایۀ انداخته بود روی صورتشان.

پرده ها را به کناری زدم

تا نسیم دوباره

موهایم را به بازی بگیرد.

کبوتری دانه برمی داشت

و مردی عبورمی کرد

از کنار دیوار

و  زیر لب می خواند

غزلی عاشقانه از حافظ را....

باز هم پیراهن حریر گلدار

بر اندامم پیچید ه

و یک شال پشمی

شانه هایم را گرم کرده..

دوباره آسمان قهراست

و من دلتنگ باران.

ولی باور کنید نمی دانم

در کدامین روز سال

دوباره لبخند آشتی

مهمان لب هایم شود....

 

 پی نوشت:

خداوندا ...در تنهایی و سکوت و در جائی که زمین و آسمان مقابل هم قرار دارند تو را بیشتر خواهم شناخت و حس ات خواهم کرد .تو در میان زمین و آسمان جریان داری مثل هوا برای نفس کشیدن و اگر نباشی چگونه  بدون تو زنده خواهم بود!....

پی نوشت: با تشکر از دوستانی که از کسالت  من با خبر شدند و دعا کردند و احوالپرسی  از طریق تعدادی از وبلاگهایم . خواستم بگم برای دوست دیگری هم که بیمارند و به اسم بیماری دیگر برایم کامنت فرستاده لطفا دعا کنید.

محرم ماه حسین ، ماه فدا شدن برای عشقی واقعی نه دنیایی. ماه تشنگی وعطش عباس، برادری که عشق به حسین سیرابش کرد در حالیکه لب به آب نزد و ماه صبوری زینب.... خواهری که

سر برادررا بر نیزه دید و شهادت را زیبا دانست...

                     

 شمعی بر افروزیم در شام غریبانۀ طفلان حسین ..............

به یاد حضرت رقیه ، نیلوفر کبود خرابه های شام  و طفل سه سالۀ سید الشهدا

ای حسین امشب به احترام نامت ، تمام موجودات عالم  سکوت  خواهند کرد.....

 

 

/ 58 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ونوس

بی وفااااااااااااااااااااااااااااا[گریه]

...

سلام جواب سی تی اسکن رو به دکتر نشون دادم خیلی تعجب کرد جواب کاملا نرمال و همه چیز عادی و عالی بود............ از خدای بزرگ و از شما و همه دوستان که برایم دعا کردید صمیمانه تشکر می کنم ...من خیلی خوشحالم ..خدا را شکر... به امید شفای همه بیماران مخصوصا بیماران صعب العلاج...دعا کنیم هر شب...

معلمی از جنس پائیز

همه هستي من آيه تاريكيست كه ترا در خود تكرار كنان به سحرگاه شكفتن ها و رستن هاي ابدي خواهد برد من در اين آيه ترا آه كشيدم آه من در اين آيه ترا به درخت و آب و آتش پيوند زدم زندگي شايد يك خيابان درازست كه هر روز زني با زنبيلي از آن مي گذرد زندگي شايد ريسمانيست كه مردي با آن خود را از شاخه مي آويزد زندگي شايد طفلي است كه از مدرسه بر ميگردد زندگي شايد افروختن سيگاري باشد در فاصله رخوتناك دو همآغوشي يا عبور گيج رهگذري باشد كه كلاه از سر بر ميدارد و به يك رهگذر ديگر با لبخندي بي معني مي گويد صبح بخير [لبخند]

معلمی از جنس پائیز

زندگي شايد آن لحظه مسدوديست كه نگاه من در ني ني چشمان تو خود را ويران مي سازد و در اين حسي است كه من آن را با ادراك ماه و با دريافت ظلمت خواهم آميخت در اتاقي كه به اندازه يك تنهاييست دل من كه به اندازه يك عشقست به بهانه هاي ساده خوشبختي خود مي نگرد به زوال زيباي گلها در گلدان به نهالي كه تو در باغچه خانه مان كاشته اي و به آواز قناري ها كه به اندازه يك پنجره مي خوانند آه ... سهم من اينست سهم من اينست سهم من آسمانيست كه آويختن پرده اي آن را از من مي گيرد سهم من پايين رفتن از يك پله متروكست و به چيزي در پوسيدگي و غربت واصل گشتن سهم من گردش حزن آلودي در باغ خاطره هاست و در اندوه صدايي جان دادن كه به من مي گويد دستهايت را دوست ميدارم دستهايم را در باغچه مي كارم سبز خواهم شد مي دانم مي دانم مي دانم و پرستو ها در گودي انگشتان جوهريم تخم خواهند گذاشت فروغ فرخزاد[لبخند]

معلمی از جنس پائیز

من پري كوچك غمگيني را مي شناسم كه در اقيانوسي مسكن دارد و دلش را در يك ني لبك چوبين مي نوازد آرام آرام پري كوچك غمگيني كه شب از يك بوسه مي ميرد و سحرگاه از يك بوسه به دنيا خواهد آمد فروغ فرخزاد[لبخند]

معلمی از جنس پائیز

سلام دوست و خواهر گرانقدرم صبح زیبای زمستانیتون بخیر ایشالا سلامت و تندرست باشید واقعا دل من هم برای بارش بارانی هر چند گذرا تنگ شده[نگران]

ندای فطرت

آدرس وبلاگ ندای فطرت : http://www.aqaed.mihanblog.com/ با سلام دوست گرامی : پیشاپیش ایام جانگداز اربعین حسینی بر شیعیان دلسوخته آن حضرت تسلیت باد. ما هم به شما این روز غم گین را تسلیت می گوییم . در هر زمان کسانی هستند که معنی و مفهوم خیلی از چیز ها را درک نمی کنند . اما سخن ما با آنها نیست . سخن ما در این است که کلمه امامی که در این زمان یعنی زمان غیبت بکار برده می شود به معنای پیشوا و پیشرو امت است نه امام معصوم . ما به غیر از 14 نفز در عالم معصومی نداریم . همه آفریده خدا هستند و معصیت کار . اما معنایش این نیست که به پیش برنده امت امام گفته نشود . با تشکر . باز هم منتظریم .

یک دوست

کویر مرده ی چشمانم پیشکشی است برای کفشهای آماده به سفرت زیر سنگینی حجم غرورت پیکر چاک خورده اش خاک می شود، نه بارانی! [گل]