بهار و خاطره ها

به قلم : شهلا - فراهانچی ...تاریخ نگارش: [ ۱۳٩۱/۱/٢٢ ] [ ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ ]  • 

اینک که نسیم

دوباره دفتر شعرهایم را

ورق می زند ،

میان سروده های بارانی

 و دعاهای  ملتمسانه ام

جای  تو

 خالیست...

 اما هرگز ازیادم نخواهد رفت

 خاطره ها

و اشکهایی که

بدرقۀ راهت شد...

 

وقتی پاییز آمد

شادمانه

برگهای طلائیش را

در دامنم ریختم

تا همراه گلهای قاصدک

روانۀ جادۀ  ای کنم که

 انتظارت را می کشید !

 زمستان هم آمد و رفت

و خبر ی از تو نشد

اینک...

درختان شکوفه داده اند

و من تردید دارم

و اندوهگینم

مبادا حضورت احساس نشود

کنار تمام گلهای نرگسی که

در  سر تا سر زمین روییده ...

خدایا : قلبهای ما را در انقلاب بهاریت ، آرام کن و پر از مهر َ نما...

 زخم هایش را با مهربانیت شفا بده و با دستهایت غبار روبی کن ، خاطرات خوش  گذشته  را ...

نیلوفر کبود در سایت بلاگفا :

 http://nelofareman.blogfa.com/


برچسب‌ها: بدرقه راه, دعاهای من

نظرات ()  •