جــاده خــاطرات

به قلم : شهلا - فراهانچی ...تاریخ نگارش: [ ۱۳٩٠/۸/٧ ] [ ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ ]  • 

هنوز در تردید باور تو

مانده ام.

هنوز تصوراتم

تنها روی کاغذها نقش بسته

و قلبم

زخمش التیام نیافته ...

می دانی؟!

حرفهایت همچنان

میان نامه هایت باقیست

اما بی رنگ وباور نکردنی ...

پاییز دوباره

مرا می کشاند به سمت و سوی یادت

و تو ایستاده ای

به انتظار من

در جاده ای تا امتداد خاطرات...

شاید دستهایم دوباره

همان احساس خوش گذشته را پیدا کند

در لمس عاشقانۀ  انگشتهایت...

پــــــــــــــی نوشت:

دنیا کوچک است و آرزوهای ما بزرگ. کاش اندکی بی اندیشیم به بی ارزشی دنیا،

و کوچک کنیم این آرزوها را...


برچسب‌ها: لمس دسهایت, باور من, بهار خدا, دوباره شاید باران

نظرات ()  •