دوباره...پاییز

به قلم : شهلا - فراهانچی ...تاریخ نگارش: [ ۱۳٩٠/٧/۱۸ ] [ ٩:۳٩ ‎ق.ظ ]  • 

 

من و تو

دوباره پاییز را

به نظاره خواهیم نشست

و قدم زنان

از خیابان خاطراتمان

عبور خواهیم کرد .!

دوباره دستهایت

سکوت لبهایم را خواهد شکست

ومن بار دیگر

عاشقانه هایم را

 برایت خواهم سرود .

باران دوباره

به روی پنجره های غبار گرفتۀ خانه

رنگ لطافت خواهد پاشید

و نگاه منتظرم

از میان پرده های حریر

تورا پیدا خواهد کرد.

لبخند ت را

پیشکش چشمانم کن

تا بار دیگر عشق

در قافیۀ  گم شدۀ شعرهایم

 ثبت شود .

آن وقت خواهی دید

که در تقسیم عادلانۀ شادیهایمان

لب هایت

 بی نصیب از بوسه ای ، نخواهد ماند  .

 

 

ـــــــــــپی نوشت   :

بیا تا در کنار یک میز

از خاطراتمان بگوییم.

اگر هم حرفی برای گفتن نداشته باشیم

لا اقل یک فنجان چای بنوشیم...

شاید این

آخرین دیدار ما باشد ...

یا می تواند اولین باشد

 برای یک شروع دوباره

...

پ.ن:   آسمان  چشمانم  کمی  تا قسمتی ابری ...و  وضعیت دست آسیب دیده ام 

  شکر خدا  بهتره... 

پی نوشت: ولادت عزیز ترین میهمان خراسان و افتخار ایرانیان، امام هشتم شیعیان حضرت علی بن موسی الرضا(ع) مبارک.

 


برچسب‌ها: عاشقانه های پاییز, پاییز من و تو, مادر و زندگی, سفر بهاری

نظرات ()  •