پنجره ها

به قلم : شهلا - فراهانچی ...تاریخ نگارش: [ ۱۳۸٩/٦/٢٠ ] [ ٥:۳٢ ‎ب.ظ ]  • 

پنجره ها ، حکایت کودکی ام  را

مثل یک ترانۀ شاد

در کوچه های خلوت رویاهایم

فریاد می زنند.

همیشه دستی بوده

که پرده ها را کنار زده

تا گلهای اطلسی و میخک باغچۀ خانه

نوازشگر چشمان کودکیم باشند .

گلدانهای سفالی کنار حوض فیروزه ای

با ماهیهای قرمز و طلایی اش

بوی یاسهای بنفش بالای آلا چیق .

صدای زیبا ی قناریها....

همه و همه مثل یک خاطره

کم رنگ اما شیرین

در یادم مانده.

امروز اگر آن خاطرات نبود

چطور می توانستم در روزهایی که  اندوه

مرا در اسارت گرفته

در آغوش گذشته ها آرام بگیرم

و چگونه تبسم نکنم

به یاد بوسه های گرم آنها که دوستم داشتند

بدون هیچ معامله ای

ویا توقع جوابی از من....    

                تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://www.roozgozar.com  تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://www.roozgozar.com  تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://www.roozgozar.com

ولادت امام مظلوم  وتنها ترین سردار  ، کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (ع) را تبریک می گویم امامی که ارادت زیادی به ایشان دارم و همیشه در اغلب گرفتاریها متوسل به او  هستم . در آخرین مورد برای بهبودی دوست فدا کارمان بودکه دست به دامن حضرتش شدم و ملتمسانه دعا کردم.

فدای مظلومیتت یا امام حسن(ع.......) که در غربت بقیع خفته ای ....

من انتظار را خریده ام

به قیمت یک فصل

تا روزی که آسمان شهرم

از شوق رسیدن به پاییز

گریستن آغاز کند .

آنگاه من

 همراه یک چتر ، 

خود را غرق خواهم  کرد

در لطافت یک روز بارانی...

 


برچسب‌ها: من و پنجره ها

نظرات ()  •