تردید برای بازگشت

به قلم : شهلا - فراهانچی ...تاریخ نگارش: [ ۱۳۸٩/٥/٢٥ ] [ ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ ]  • 

زمانی که پاییز بیاید

 شادی را هم به خانه ام خواهد آورد 

 تا پنجره ها صدای باران را

مثل یک ترانۀ عاشقانه

 در گوشه و کنار  اطاقم انعکاس  دهند .

وقتی نسیم هوس کند موهایم را به بازی بگیرد

کدام شانه را بیابم

تا آشفتگی آنها را سامان بخشد..

پیراهنی از حریر سفید

با گلهایی به رنگ بنفش و صورتی

 خواهم پوشید

تا  تصویری از بهار را  

به خاطرت بیاورم.

 اگر زمان با روزهایم مهربان شود

نمی خواهم افسرده گی را

در قلبم راه دهم .....

اما می دانم آن دورترها تو ایستاده ای

در تردید یک بازگشت به خانه ای که

 یادت رفته بود

 قلبت را با خود ببری ...

       

 پی نوشت:

دفتر شعرم را برای افتادن اولین برگهای پاییزی باز گذاشته ام تا رنگ کلماتم

تغییر کند .پنجره ها منتظر گلهای قاصدک هستند تا خبر از پاییز بیاورند

و از شیشه ها به درون اطاق، سرک بکشند .

 

     

طنز .....!!!

به گربه ام گفتم : بدو بیا آشپزخو نه ، موش اومدهنگران . گفت: فعلا وقت ندارم. دارم

سریال شبکه سوم تلویزیون رو تماشا می کنم خنده

(امان از دست گربه های امروزی)چشمکنیشخند

پی نوشت :

 فرا رسیدن ماه مبارک رمضان ، ماه میهمانی خدا و بهار قرآن مبارک.


برچسب‌ها: باز گشت, تردید

نظرات ()  •