پرواز خیال

به قلم : شهلا - فراهانچی ...تاریخ نگارش: [ ۱۳۸٩/٢/۱۸ ] [ ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ ]  • 

 

یک شب خیالم را

به سوی تو پر واز خواهم داد

تا در آسمان نگاهت آشیانه کند.

یک شب تمام ستارگان را

بر دامنت خواهم آ ویخت

تا در برابرت بایستم و نگاهت کنم!

 تو را شناخته ام....آری شناخته ام

ای مروارید دریای آرزوهایم

و ای صدف ساحل تنهایی ام.

هرگز گمان نکن که بی تو

 زندگی برایم زیبا خواهد شد

و امید بودن در کنارت

در ذهن آشفته ام ، به نا امید ی تبدیل شود.

هر روز یادت را

چون یک رویای شبانه بخاطر می سپارم

تا در واقعیت تصّورم شکفته شوی.

با اینکه می پندارم

 فاصله هایمان هر لحظه دور تر می شود

اما انگار دستهای تو را در دستانم حس می کنم.

لبریز از عشق و عاطفه ای...گرم و صمیمی .

امروز بی شک در برابرم آینه ای نهاده ام

که عکس تو در آن منعکس شده!

ببین که ذهن خیال پردازم اشتباه نمی کند!!!

من خود تو ام ..خود تو

در تصویر شیشه ای یک آینه .

باورکن ،این منم 

چون سایه ای همراه با قدمهای تو .

صدای قلبم را خواهی شنید

اگر  که گوش بسپاری به طپش های بی قراریش...

 

      سال نو مبارک


برچسب‌ها: پرواز خیال

نظرات ()  •