پاییز زیبای من

به قلم : شهلا - فراهانچی ...تاریخ نگارش: [ ۱۳٩۳/۸/۳ ] [ ۱:٤۱ ‎ق.ظ ]  • 

 

چند روزی بیشتر به پاییز نمانده . زیباترین فصلی که همیشه انتظارش شیرین بوده

و خاطره آفرین . فصلی که در آن متولد شدم و چشمانم برای اولین بار با آسمان و

ستارگانش آشنا شد. ماه با نور مهتابی رنگش گونه هایم را نوازش کرد و من برای

اولین بار تبسم کردم.

 

پ.ن :

مدتهاست در فیسبوک هستم با دوستان بسیار زیادی که هر روز

به آنها اضافه می شوداز دو هزار نفر بیشتر شده اند. آنجا نوشته ها و شعرهایم را

دوست دارند اما من وبلاگهایم رابیشتر دوست دارم. کاش آنها اینجا بودند ...!

از دوستانی که همیشه بیادم بودند تشکر می کنم مخصوصا برادر بسیار خوبم در وبلاگ

محب ولایت که هرگز  ارسال کامنت را ترک نکرده اند. ممنونم از مرجان عزیزم که هنوز

هم یادم است. از برادر عزیز محسن خیلی وقت است بی اطلاعم. از بقیه دوستان هم

همین طور. امروز آمدم به یاد آن وقتها شعر و مطلب  بگذارم  در یکی از وبلاگهای دوست

داشتنی ام. چند روز پیش کسی از وبلاگ اکبر آقا دوست قدیمی ام اینجا سر زده بود

 نمی دانم خودش بود یا از دوستانش که لینک مرا دیده و آمده بود.

فراموشی صفت ناپسندی است  که هرگز در ذات من نبوده اما متاسفانه بسیاری

این صفت را دارند...


برچسب‌ها: من و فیسبوک, فراموشی, پاییز و لبخند

نظرات ()  •