حرف هایی از جنس احساسم

به قلم : شهلا - فراهانچی ...تاریخ نگارش: [ ۱۳٩٢/۱۱/٢٧ ] [ ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ ]  • 

 

به تو ُانس گرفته بودند
کبوتران ِ دست آموزم
این روزها ، قفس های خا لی
و پنجره ها ی ِ بسته را
با ور کرده ام ...
بی تردید
آنها هم پرواز با تو را
به ما ندن در این اندوهکده
ترجیح داده اند!

چشما ن دریا یی َ ت
خبر از طوفا ن می دهد
با ز دوبا ره
کدام از خدا بی خبری
سنگ در آب انداخته ؟ !

لطفا اصرار نکن
کسی اجا زۀ اظهار عشق
و تقا ضای اقا مت
حتی به شکل موقت را هم ندارد...
دریچه های قلبم
مسد ود شده است !

وقتی تنها یی ، با خدا حرف بزن . او تنها یی ات را پُر می کند و تو ، سکوت خداوند را !

 

بی تردید کسی نمی داند

من به اندازۀ تک تک موهایم

درد کشیده ام


برچسب‌ها: چشمان دریایی تو, سرطان, سکوت خداوند, دریچۀ مسدود قلبم

نظرات ()  •