شهر من و گذشته ها

به قلم : شهلا - فراهانچی ...تاریخ نگارش: [ ۱۳۸۸/٦/٢ ] [ ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ ]  • 

دلتنگ کو چه هایت هستم ای تهران .

 آنجا که یاس هابر دیوارها تکیه داشتند.

آنجا که مهربانی را می شد کلید کرد

 و درها را با آن گشود.

جایی که لبخند را بر لبهای همسایه

می شد دید! سنگ فرشهای  خیابانت 

رد پای  قدمهای مهربان مردم را داشت.

درختان سر بر دوش هم داشتند و

پرندگان آواز خوان عشق.

 آسمانت آبی بود و شب هایت مهتابی.

خانه ها آجری وسیمانی وجوی ها پر آب .

پاییز که می شد شادمان غروب بودم

و دلتنگ شب و ستارگانش. عطر یاس

 سفید از گلدان کنار باغچه بوی مهر را

 می داد. در چوبی سبز خانه نوید رفتن 

داشت و پنجره ها آماده بودند که

  آنها را بگشایم و به آسمان نگاه کنم .

ای خاطرات گذشته شهر ساکت من،

اینک در  هیاهوی تو گم شده ام.

تو آنقدر بزرگ شده ای که خانه کودکیم

 را در تو پیدا نمی کنم.

تو خسته ای و دلشکسته.

تو هم به دنبال گذشته ات می گردی !؟

بیا  تا لحظه ای  چشمانمان را ببندیم

 و بر گردیم به سالهای دور .

 سالهای بدون نیرنگ و دروغ ،

سالهای محبت و صفا .  ایّام بدون

 اندوه با آسمانی آبی و روزهایی

 پاک و روشن ،

 همراه با خورشید مهر.

 بیا و نگاه کن ...


برچسب‌ها: تهران من, شهر رویایی

نظرات ()  •