مخاطب خاص

به قلم : شهلا - فراهانچی ...تاریخ نگارش: [ ۱۳٩٢/٧/٢۱ ] [ ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ ]  • 

 

 می دانی؟

این کلمات هستند

 که دوباره

اشتیاق نوشتن را در من

می آزمایند !

وقتی پاییز از راه برسد

احساسات شاعرانه ام

یک بار دیگر

و در قالب کلماتی عاشقانه

کاغذها را ُپر خواهند کرد.

برای توضیح دلتنگی ها

دوباره تو

از راه خواهی رسید

با جمله هایی که

فعل آن دوست داشتن است

و  من

مخاطب خاصش   !

دلتنگی : امسال گرمای هوا کلافه ام کرده. همه اش منتظرم که پاییز خط پایانی بکشدبر این افسردگیهای فصلی ام. دلم برای بارانهایش تنگ شده و برگهای درختان که گویی هزاران رنگ بر آنها پاشیده اند.

بـــ ـــرای مولای عزیزم حضرت مهدی (عج)  :

آن قدر انتظار کشیده ام

که چشمانم

همه چیز را

خاکستری می بیند...

هر روز پیراهنت را

ملائک

با خود می آورند

 تا بر دوش ات اندازند ...

کی قصد عزیمت داری

تا شفای چشمان منتظرم باشی؟ !

وقتی گربه ای خوابش بگیره ، همه جا می تونه بخوابه.

به یاد  ( لوسی ) گربۀ سفید دوران بچگی هام که درست شبیه این بود و رفتارش

مثل یک آدم مهربون .

 

پی نویس:

خدایا برای دلتنگیهایم فکری بکن. حوصله ام از زمین سر رفته. آسمانیم کن!آسمانی...

 

بوی پا ییز می دهد تمام کوچه های سرزمینم...پنجره ها را گشوده ام تا عطر نیلوفرها  ، فضای  اطا ق را ُپر کند...
نه ما ه ا نتظا ربرای تولد دوبا رۀ فصلی که شاهکا ر خداوند است کا ر آسا نی نبوده !
اینک در آستا نۀ مهر ، قا صدکم به مقصد رسیده و دعا یم مستجا ب درگاهت شده ...
برای خوش آمد گوئی ، با یک چتر بسته ایستا ده ام کنا ر جا ده ای که قرار است
 اولین قطرات با ران پا ییزی، گونه هایم را ُمتبرک کند.

 

 روزهایی که سر درد شدید دارم خوردن قهوه کمی آرامم می کند.(تجویز پزشک )

این روزها رفتار آدمها مرا عصبی تر می کند. .تو را صدا می کنند اما فقط در گرفتاریهایشان...عادتم شده هر روز باید از تو بخواهم امروز چه کنم که آرام باشم. حتی برای رفتن به بیرون از خانه از تو یاری می طلبم که به من حوصله بدهی . خواب آلوده ام و کم طاقت...منتظر بارانم  و دلتنگ تر از همیشه . 

سپاسگزاری :صبح ها بعد از نماز ، توصیه دوست خوبم را مدتیست بکار می بندم. تسبیح حضرت زهرا (س) را بر عکس می خوانم...


برچسب‌ها: چشمان منتظر, مخاطب خاص, فعل دوست داشتن

نظرات ()  •