ُگل تبسّم

به قلم : شهلا - فراهانچی ...تاریخ نگارش: [ ۱۳٩۱/۸/۳ ] [ ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ ]  • 

 

 غروب که می شود

 انگار دلتنگی ها

 بیشتر سراغم را می گیرد...

 کبوتران همه رفته اند

 و لب پنجره ها

 خلوت است...

 بوی عطر شب بو

 فضا را پر می کند

 و من آرام

 سرم را می گذارم

 به چهار چوب در نیمه باز اطاق ...

 اشکهایم کمک می کنند

 تا آرامش بعد از طوفان بگیرد

 قایق در هم شکستۀ قلبم...

 

  برای آمدنت

 زیباترین لباسم را پوشیده ام

 و روبانی از تور سفید

 در حلقۀ موهایم

 گره زده ام ...

 اشتیاق دیدارم را

 از گرمای دستهایت خواهم فهمید

  تا دوباره بر لبهایم

 تبسمی ُگل کند ...

 

در  کار دوست داشتن

 فاصله ها انگار می دانند

 کاری از دستشان ساخته نیست

در این میان  ، قلبها هستند

 که حرف آخر را می زنند

  پــــــــی نـــــــــــوشته:

 آن قدر برای خدا حافظی از هم وقت تلف کردیم که صبح شد ، آن وقت دوباره به هم  

 سلام دادیم.

سال روز :

 اول ماه ذی الحجّه  ، سالروز پیوند آسمانی حضرت علی (ع) و حضرت فاطمۀ زهرا (س)

تهنیت باد.


برچسب‌ها: قلبها حرف آخر را می زنند, فاصله ها, گل پیوند

نظرات ()  •