از کودکی تا به امروز

به قلم : شهلا - فراهانچی ...تاریخ نگارش: [ ۱۳٩٢/۱۱/۱ ] [ ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ ]  • 

 

میان یک شهربزرگ
خانه ای بود
که پنجره هایش
رو به آفتاب باز می شد .
باغچه ها
بوی اقاقیا می داد
و حوض فیروزه ای حیاط
دائم خواب ماهیهایش را می دید.
روزها کنارایوان
دخترکی آرام و آهسته
در اولین تجربۀ  ُسرودن
برای درخت قدیمی جلوی خانه
شعری ساخت
تا احساسش را تقسیم کند
با یک موجود کرو لال !
اما آن روزها
و سالها بعد
کسی نفهمید
آن دخترک چرا همیشه در تنهایی
با خودش حرف می زند!


تمام دغدغه های امروز من ، ادامۀ همان شعرهای کودکانه ای است که اینک
درجوششی عظیم و معنا دار ، میان کلماتم لمس می شود.

یک روز ، دیگر نخواهم بود

و تو هر قدر هم دنبالم بگردی

مرا نخواهی یافت...

گاهی نفس هایم تنگ می شود و خیال می کنم زمان پرواز رسیده.

خداوندا ، تا رضایت از تو نگرفته ام ، روحم را آزاد نکن!

گل نرگس دوست دا شتنی و بسیار زیباست مخصوصا نوع زرد کاملش  که با 

اسم من همراه است  (نرگس شهلا) این گل گرانبهاترین و زیباترین نوع نرگس

به شمار می رود.

...

یک کار هنری زیبا به شکل کارت پستال ...

مبارک ترین سالروز :

٨ ربیع الاول یاد آور روزجلوس نونهال امامت بر اریکۀ زرین هدایت فرا رسیده .فرشتگان بال می گشایند و نسیم گونه های طفلی را بوسه باران می کند که زمین قرنها از وجودش بی بهره خواهد ماند تا برسد روزی که خداوند معین کرده.

ای ماه بتاب شب رسیده

جانم به خدا به لب رسیده

کی از در لطف خواهی آمد

احوال جهان به تب رسیده

قلب من موقع اهدا به تو ایراد ندا شت!

مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را ...

 


برچسب‌ها: گل نرگس, دخترکی که شاعر می گفت, زمان پرواز, دنبالم نگرد

نظرات ()  • 

آخرین روزهای پاییز

به قلم : شهلا - فراهانچی ...تاریخ نگارش: [ ۱۳٩٢/۱٠/۱٤ ] [ ٤:٠٧ ‎ب.ظ ]  • 

 

زمانی آرزو داشتم

آن قدر بزرگ شوم

تا بتوانم

کفشهای مادرم را بپوشم.

اما این روزها

دلم می خواهد برای یک ساعت هم که شده

کفش هایم را

با دخترک شاد همسایه

عوض کنم !

چه آسان محبت را فروختم

به غریبه ای که هنوز

معنای آن را نمی دانست

و تازه باید

به دبستان می رفت

برای آموختن الفبای عشق !

*****

خاطرات باران خورده ام

هنوز میان دفتری

به یادگار باقی مانده ...

پر از اندوهی بغض آلود

و حسرتهایی که

تمامی ندارد...

اما آنها را فقط کسی درک می کند

که قلبش شکسته باشد !

 چه زود قصد رفتن داری

بگذار با دستمال  قرمز رنگ توی جیبم

اشک هایم را پاک کنم

تا برای آخرین بار  ، به تماشایت بنشینم  !

آه که چه آرام و بی صدا

از زمین عبور می کنی

 تاجایت را به زمستان بدهی!

در یک شب طولانی بنام یلدا

آخرین برگ پاییز

از تقویم ها کنده خواهد شد

تا اندوه را

میهمان چشمان خیسم کند.

می دانم  فقط تو با خبری

که در سفرۀ رنگین آن شب

دانه های قرمز و شیرین انار

 هرگز از گلوی بغض آلودم

پایین نخواهند رفت.

پی نوشت: لبخند از صورتم محو شده . نمی دانم کسی می تواند دوباره

آنها را به لب هایم بر گرداند   ؟ !

----

آن قدر میان افکارم قدم نزن . وقتی به فراموشکاری عادت کرده ای.

 

 چه سخت است چهل روز انتظار ، برای خواهری که برادر را عاشقانه دوست دارد.

زینب ، صبورترین زن تاریخ ،امروز به دیدار حسین می رود.

                            "اربعین حسینی بر شیعیان جهان تسلیت "

 

حالا که رفته ای ، رودخانه ای شده ای جاری، که اگر می ماندی ،
تنها ُمردابی بودی ساکن .
مرگ فقط یک عبور است از یک زندگی فانی به سوی حیاتی ابدی.
روحت شاد...

این نوشته کوتاه من بود به مناسبت درگذشت او

****

شهرزاد  ...همدرد عزیزم بعد از یک سال و سه ماه روحش آسمانی شد.

مبارزه اش با بیماری ، در بلند ترین شب سال به پایان رسید .

قبلا گفته بودم که یلدا را هیچوقت دوست نداشته ام !

کاش می شد  که نوبتش را به من می داد ...

 

آه ای بقیع ...چگونه دلت آمد که اولین گل زهرا و علی را در آغوش سرد و بی احساست جای دهی .َحسن خوش صورتی که قلب مهربانش او را کریم ااهل بیت قرار داده بود .

چگونه به خود اجازه دادی ، تنها ترین سردار را که مظلومیتش در تاریخ به اثبات رسیده بود، در خلوت خاک خود ، بدون چراغ و گنبد و گلدسته های زرین ، گمنام و بی نام ،

تماشاگه حزن و اندوه زائران مشتاق و گریا نش قرار دهی؟ !

آه از غربت و سکوت بقیع...

سال روز شهادت کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی(ع) تسلیت و تعزیت بر شیعیان جهان .

یادت چراغی است که سالها در دلم روشن است .ببخش که جز این نوشته های کوتاه ،  نشد در رثای شهادتت کلامی دیگر عرض کنم  در بیماری ها شفاعتم کرده ای و در دعاهایم برای بهبود دوستان به کمکم آمده ای. ای عزیز علی و زهرا ، امروز بار دیگر با چشمانی اشکبار قلبم را متوجه بقیع می کنم به یاد پر پر شدن دومین امام شیعیان ...

"ضمنا سال روز وفات حضرت رسول اکرم (ص) و شهادت امام علی بن موسی الرضا (ع)

را تسلیت می گویم ."


برچسب‌ها: شب یلدای من, خاطرات باران خورده, دانه های اناریلدای بغض آلود

نظرات ()  •