نیلوفر و من

به قلم : شهلا - فراهانچی ...تاریخ نگارش: [ ۱۳٩۱/۱/۳۱ ] [ ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ ]  • 

از میان پنجره ها

 خیالم را پرواز می دهم

 به سمت و سوی آسمان

 آنجا که استجابت دعاهایم را

 با مهربانیش پذیراست...

 روزهایم را

 صبورانه می گذرانم

 در حالیکه نگاهم

 حرف دیگری می زند

 و شانه هایم

 سنگینی اشکهای دلتنگی را

 بر دوش می کشد !

 تو درخاطراتم جا گرفته ای

 و در دریای چشمانم  غلطانی...

 نیلوفر قصه هایم

 مرداب را  تحمل کن

 آنجا به ناچار شکفته می شوی

 در میان آبهایی که  راکد ند و ناپاک...

 سنگد لی پیشۀ بَلَم رانانی شده

 که تن لطیفت،

 زخمی دستانشان می شود.

 این روزها

  زمین و مرداب مثل هم اند !

 باور کن که قلب مرا هم شکسته اند

 ساحل  نشینانی که از دریا دورند.

 

 

پی نوشت: اولین سروده ام در سال جدید...


برچسب‌ها: نیلوفر مرداب, پرواز خیال, دعا های من, نیلوفر قصه های من

نظرات ()  • 

بهار و خاطره ها

به قلم : شهلا - فراهانچی ...تاریخ نگارش: [ ۱۳٩۱/۱/٢٢ ] [ ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ ]  • 

اینک که نسیم

دوباره دفتر شعرهایم را

ورق می زند ،

میان سروده های بارانی

 و دعاهای  ملتمسانه ام

جای  تو

 خالیست...

 اما هرگز ازیادم نخواهد رفت

 خاطره ها

و اشکهایی که

بدرقۀ راهت شد...

 

وقتی پاییز آمد

شادمانه

برگهای طلائیش را

در دامنم ریختم

تا همراه گلهای قاصدک

روانۀ جادۀ  ای کنم که

 انتظارت را می کشید !

 زمستان هم آمد و رفت

و خبر ی از تو نشد

اینک...

درختان شکوفه داده اند

و من تردید دارم

و اندوهگینم

مبادا حضورت احساس نشود

کنار تمام گلهای نرگسی که

در  سر تا سر زمین روییده ...

خدایا : قلبهای ما را در انقلاب بهاریت ، آرام کن و پر از مهر َ نما...

 زخم هایش را با مهربانیت شفا بده و با دستهایت غبار روبی کن ، خاطرات خوش  گذشته  را ...

نیلوفر کبود در سایت بلاگفا :

 http://nelofareman.blogfa.com/


برچسب‌ها: بدرقه راه, دعاهای من

نظرات ()  •