فـــاصــله ها...

به قلم : شهلا - فراهانچی ...تاریخ نگارش: [ ۱۳٩٠/٩/۱٩ ] [ ۱:۱٦ ‎ب.ظ ]  • 

به اندازۀ یک دشت ، پر از نیلوفر

و یک آسمان ستاره ...

از هم فاصله داریم...

یک شب که مهتاب

سایه بیندازد بر آن دشت

به دنبالم بیا...

من لباسی از حریر، برتن خواهم کرد

و  شاخه گل زردی

به گیسو ان سیاهم ، خواهم آویخت...

آنگاه لیلای قصه هایت خواهم شد

اگر مجنون وار

کاروان سالار قافله ام شوی

و در غربت بی انتهای نگاهم

خود را بیابی...

ای آشنا با احساسم

بگو تا باور کنم

در قانون عشق

رسم بیوفایی را ، بنیان نخواهی گذاشت؟!

زیرا قسم خورده ام ،

از فرسنگها راه رفته

به عقب باز نخواهم گشت

هر قدر صدایم کنی ...

 

پی نوشت:  عشق طوفانی ومتلاطم است، اما ،دوست داشتن ، آرام و استوار و پروقار

وسرشاراز نجابت است..."دکتر علی شریعتی"

 

عالم همه مـــحو گل رخسار حسین است ،
ذرات جهان درعجب از کـــار حسین است .
دانی که چرا خانه ی حق گشته سیه پوش ،
یعنی که خـــدای تو عــزادار حسین  است

 

پی نوشت؟ آغاز سال 1433هجری قمری و شروع ماه عزای ابا عبدالله الحسین(ع)

بر تمام مسلمانان تسلیت و تعزیت .

 پ.ن  :حسین خدا را در کعبه نیافت . او خدایش را در کربلا پیدا کرد و خود و خانواده و یارانش را فدایی او  نمود.

 


برچسب‌ها: قانون عشق, ما و فاصله ها, باران بهار, طنزهای لطیف من

نظرات ()  •