عبور از باران

به قلم : شهلا - فراهانچی ...تاریخ نگارش: [ ۱۳٩٠/۳/۱٥ ] [ ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ ]  • 

برای قدم زدنهایم در باران

کفش هایم دلتنگ شده !

یک چتر خاکستری

همچنان دارد خاطرات روزها را

در تاریک روشن یک ُکمد دیواری

برای ساعتهای تنهائی اش

تکرار می کند.

 

 

 

 

 

 خیابانها، تصویر اندامم  را

در بلور شبنم چکیده بر شمشاد ها

به نظاره نشسته اند...

نمی دانم مقصدم به کدامین نا کجا آباد

منتهی خواهد شد؟

کجا می شود محبت را قرض کرد

از دکانهای ردیف شده در یک بازار چه

و کدام محله بوی کودکیهایم را

هنوز در خود دارد؟

این روزها

دوباره گذشته هایم را

در باور شیشه ها به تماشا نشسته ام

و بی هنگام لبخند

 ُگل می کند بر لبهایم.

 

پ.ن

تمام شهر

 بوی نم خاک گرفته

تصویرآسمان

در نگاه شیشه ها

رنگ چشمان آن دخترکی را دارد  

که لحظه ای پیش

از کنارم عبور کرد

بوی گل نرگس می داد

تمام دستهایش...

 

 

 


برچسب‌ها: عبور از باران, گل لبخند

نظرات ()  •