عبوری دوباره...

به قلم : شهلا - فراهانچی ...تاریخ نگارش: [ ۱۳۸٩/۱٢/۱٦ ] [ ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ ]  • 

 

 

دوباره ...

عبور خواهم کرد 

از خط  بارانی چشمانت

و دست خواهم کشید

بر آینۀ غبار گرفتۀ  دیوار.

بدون دعوت...

روبرویم  می نشینی

و اشکهایت را

 با دستمالی به رنگ ارغوان

پاک می کنی .

حضورت

مرا می خواند

در دقیقه های سخت انتظار

و لبهایت زمزمه می کنند

پشیمانی را .

اما من

نمی دانم چگونه

دفترم را بگشایم

تا بار دیگر میان خاطراتم

نام تو را

 ثبت کنم  ...

پی نوشت:

روزهاست که آسمان، موسیقی باران را بر شاخه های خشک درختان می نوازد.

 من سرشار از طراوتم و دوباره لبخند، به میهمانی لبهایم آمده ...

       


برچسب‌ها: شاید دوباره

نظرات ()  •